رشيد الدين فضل الله همدانى
11
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
كه به يد او امروز در مشهد طوس است ، عاقبت به طوس مسموم وفات يافت ، هم آنجا مدفون شد . و بعد از اين عبّاسيان ، جهت دعوى امامت ، تتبّع و تفحّص ايشان مىكردند . اولاد اسمعيل نيز متوارى شدند ، و از مدينه بعضى بر صوب عراق و خراسان و قومى به جانب مغرب رفتند . و چون اسمعيل وفات يافت ، پسرش محمّد بن اسمعيل كه به زمان جعفر بزرگ بود ، و از موسى به سال مهتر ، بر صوب جبال برفت ، و به رى فروآمد ، و از آنجا به دنباوند شد به ديه سلميه ، و محمّدآباد در رى منسوب به اوست . و او را فرزندان بودند ، متوارى به خراسان و حدود قندهار از ناحيت سند متوطّن شده . داعيان ايشان در ولايتها افتادند ، و مردم را به مذهب خود دعوت مىكردند بر سبيل مظلومى ، تا خلايق بسيار اجابت دعوت ايشان كردند . و از جانب مغرب محمّد بن اسمعيل [ را ] بخواند [ ند ] ، و متوجّه جانب شام شد . و چون او طالب امامت نبود ، و كسى نيز متابعت او نمىكرد ، آنجا بماند و هنوز از انساب او آنجا فرزندان هستند . و در سال دويست و نود و پنج ، عبد اللّه بن ميمون قدّاح ، كه به زى صوم و صلوة و طاعات و عبادات متحلّى بود ، و بر سرّ آن دعوت آگاه ، به عسكر مكرّم مقام كرد ، به موضع ساباط ابى نوح ، و اموال و اتباع او فراوان شد . اعدا قصد او كردند . از آنجا به بصره رفت ، و به محلّت بنى عقيل فروآمد ، و از آنجا به كوهستان عجم به اهواز آمد ، و مردم را دعوت مىكرد و خلفاى خود را به جانب عراق چون رى و اصفهان و همدان و قم فرستاد . و جعفر محروم ، ابو حاتم احمد بن حمدان الرازى را وصيّت كرد ، و او بعضى را از ديالمه در دعوت آورد . و مرداويج گيلى او را اجابت كرد . و او با ابو محمّد المعلّم و ابو محمّد الكوفى الگرگانى ، و او به ابن سواده وصيّت كرد . و از داعيان خراسان نخست خلف بود و ابو عبد اللّه الخادم از جهت اولاد